
امشب گلویم آنقدر بغض داردکـــــــــه مجالی برای نفس کشیدن ندارم .امشبنفس کشیدن را بی دلیل میدانماصلاحوصله ام به نفس کشیدن هم نمیکشدچه برسد به نوشتن مشتی سکوت...یـک خـسـته بـغــض کـردهطاقت این بغض قدیمی را ندارم...چقدر دلم هوای تو را کردهگلویم میسوزد بــرایفریــادی که هر گز از گلویــم رخــت بر نبــست ... ...
ادامه مطلب